Mihan24.com Home Contact Us About Us

جدیدترین مطالب و اخبار
 
گروه دانستنی ها
 

 
سنجش و نظر سنجي
 

 
یادداشت روز
 
تنفس شروع زندگیست
عشق بخشی از زندگیست
اما دوست خوب قلب زندگیست
 
اوقات شرعی
 
اوقات شرعی   مشهد
۱۳۹۸
اذان صبح
طلوع
اذان ظهر
غروب
اذان مغرب
انتخاب ماه
انتخاب روز
مرکزاستان
«رعایت چند دقیقه جهت احتیاط الزامی می باشد.»
امتیاز بدهید:
رتبه کسب شده:
عنوان گروه :
انقلاب اسلامی
روایت شاعرانه از دولتمردان شهید
روایت شاعرانه از دولتمردان شهید

شاید برای علاقه مندان به تاریخ شخصیت های انقلاب اسلامی جالب باشد که در این روز تاریخی، ضمن مرور برخی اشعار و سرودهای سروده شده درباره شأن و مقام این دو عزیز، برخی از اشعار خود این دو شهید انقلاب را نیز از نظر بگذرانند.

در این باره می توان به این سرود امیدوارانه محمدعلی رجایی در سال های ابتدایی انقلاب اشاره کرد که با اندکی جستجو در فضای مجازی می توان آن را با نوای زیبای خود او، شنید:

اگر صفا بُوَد، به دل وفا بود
همیشه بر سرت لطف کبریا بود

روا بود که حق برملا شود 
اگر به راه حق جان فدا شود

که خون دل باغبان پیر
دهد شاخه ای غنچه ها شود

چو برملا شود، ز غم رها شود
جهان پاک ما، وه چه باصفا شود

تلاش و کوشش و پرتو امید
سرای جاودان می دهد نوید

به راه زندگی با صفا و مهر 
به درگه خدا می توان رسید

همچنین از این شهید بزرگوار، شعری هم تقدیم به همسرش موجود است که در زندان های رژیم ستمشاهی سروده شده و در ادامه می آید:

تا بشیر تابناک روز، دامن گستراند
از فراز کوهساری دور در دامان صحرا
بوسه رگبار دشمن
دور از چشم عزیزان می نوازد پیکر خونین ما را 
همسر من!

زندگی هر چند شیرین است
اما با تمام آرزوها دوست می دارم
به دشت سرخ خون گلگون برویم
یا که بر امواج هستی قطره ای شفاف باشم تا که از دریا بگویم
همسر من!

لاله ای خونین به روی سینه بنشان
چون شب اندیشان هراسانند از گلواژه ی خون
همسر من!

سرفرازا چهره بگشا
خوشه های اشک را از دیده برچین
تا مبادا یاغیان شب بپندارند
تو از شوی دربندت به زندان ننگ داری
همسر من!

بعد من با کودکانت مهربانتر باش، عین نور چشمانت
تا که ننشیند غبار غم به روی چهره معصومشان هرگز!
همسر من!

کودکانت روزگاری گر نشانی از پدر جویند یا که از نام پدر گویند
گو که شد در راه ایمان کشته با لبهای خندان.


در عین حال، این شعر از محمدجواد باهنر نیز، نشان دهنده طبع شاعرانه این مدیر و شهید نخستین روزهای انقلاب اسلامی است:

شور عشقت به دل افتاد چنان مست شدم
که زخود قطع نمودم، به تو پیوست شدم

آتش عشق تو در دل شرری زد که سحر
سوختم، خاک شدم، یکسره از دست شدم

نیست از من اثری هرچه بگردم چه کنم؟
لیک در کوی تو چون نیست شدم، هست شدم

سر نهادم به کفت پای بر افلاک زدم
مهر گشتم چو تو را ذره شدم، پست شدم

با تو بی پرده بگویم که گرفتار تو ام
بی جهت نیست که آزاده و سرمست شدم


عنوان گروه : انقلاب اسلامی
نظر شما
نام* :
وب سایت :
ایمیل :
نظرات* :
کد امنیتی : *
 

تمام حقوق این سایت متعلق به پرتال اجتماعی میهن24 می باشد.
هرگونه کپی برداری از مطالب، عکس ها و طرح ها تنها با هماهنگی میهن 24 و درج منبع مجاز خواهد بود